من
Forscha من nima?, Forscha - Forscha lug'at من bu nima degani?
[ مِ ] (ع حرف جر) از. (ترجمان القرآن).
ترجمهٔ لفظ «از». (غیاث) (آنندراج). یکی از
حروف جاره است به معنی «از» و در چندین
وجه استعمال می گردد:
۱ -ابتدای غایت، و غالباً در همین وجه به
کار رود، ...
[ مَ ] (ع اِ) هر کس. (ترجمان القرآن). به
معنی کسی و آن کس و کیست و به این معنی
برای جمع و مفرد هر دو آمده. (غیاث). اسمی
است مبهم غیرمتمکن به معنی کسی و هر
کسی ...
[ مَ ] (اِ) هر چیزی که بر درخت بندد مانند
گزانگبین و ترنگبین و بیدانگبین و شیرخشت
و مانند آن. (برهان) (از ناظم الاطباء). در
زبانهای سامی عموماً این کلمه آمده، ولی
محتمل است که «من» تورات همان «من»
نباشد که ...
[ مَ ن ن ] (ع اِ) ترنجبین. (ترجمان القرآن)
(مهذب الاسماء). گز انگبین. (زمخشری).
ترانگبین و آن تری و پشک است که بر
درخت و سنگ منعقد شود و هر شبنم که از
آسمان افتد شیرین همچو انگبین و بسته گردد
و ...
[ مَ ن ن ] (ع مص) نعمت دادن. (تاج
المصادر بیهقی) (المصادر زوزنی) (ترجمان
القرآن) (غیاث). نکویی کردن با کسی. مِنّینی ََ.
(از منتهی الارب). انعام کردن بر کسی بدون
رنج و آزار و نیکی و احسان کردن ...
[ مَ ] (ضمیر) به معنی خود که به عربی انا
گویند. (برهان). ضمیر متکلم واحد. (غیاث).
ضمیر متکلم واحد. (آنندراج). ضمیر
شخصی منفصل، اول شخص مفرد (متکلم
وحده) و در اتصال به «را» معمولاً نون آن
حذف و «مرا» گفته شود. خود. ...
[ مَ ] (اِ) وزنی باشد معین در هر جایی و
آنچه در این زمان متعارف است چهل استاراست و هر استاری پانزده مثقال که مجموع
من ششصد مثقال باشد به وزن تبریز و هر
مثقالی شش دانگ و دانگی ...
[ مَ ] (اِخ) (به آلمانی: ماین) رودی در
آلمان غربی که فرانکفورت و بایروت را
مشروب می سازد و یکی از شاخه های رود
رَن (راین) است و ۵۲۴ کیلومتر طول دارد
و یکی از راههای مهم آبی آلمان است. (از
لاروس).
[ مَ ] (اِخ) جزیره ای است به انگلستان
که در دریای ایرلند واقع است و ۵۷۰ کیلومتر
مربع وسعت و ۴۸۲۰۰ تن سکنه دارد و یکی
از مراکز جلب سیاحان است. (از لاروس).
[ مِ ] (اِخ) (به انگلیسی: مِین) یکی از
ایالات ممالک متحدهٔ آمریکای شمالی است
که ۹۸۳۰۰۰ تن سکنه دارد و مرکز آن
آگستا است. (از لاروس).
[ مِ ] (اِخ) رودی در فرانسه و یکی از
شاخه های لوار است که آنژر را مشروب
می سازد و ۱۰ کیلومتر طول دارد.
( ~.) (اِ.) سوراخ وسط شاهین ترازو که زبانة ترازو را از آن بگذرانند.
(مَ نّ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) نیکویی کردن دربارة کسی . 2 - بخشش نمودن و سپس منت
گذاشتن . 3 - (اِمص .) منت .
(مَ) (اِ.) واحدی برای وزن برابر با سه کیلوگرم .
(مِ) [ ع . ] (حرف جر، حراض .) از.
( ~.) (ضم .) ضمیر اول شخص مفرد.
Forscha - Forscha lug'atida Forscha من so'zining Forscha ma'nosi nima? Forscha tili bo'limidagi من so'zi Forscha tilidagi ma'noni yuqoridan o'qingiz mumkin. من boshqa tillarda ma'noni quyidagidan topishingiz mumkin.
Forscha - Forscha луғатида Forscha من сўзининг Forscha маъноси нима? Forscha тили бўлимидаги من сўзи Forscha тилидаги маънони юқоридан ўқингиз мумкин. من бошқа тилларда маънони қуйидагидан топишингиз мумкин.
Was this article helpful?
93 out of 132 found this helpful